تولدی دوباره!

عمر عقاب ٧٠سال است.او برای اینکه به این سن برسدباید تصمیم دشواری بگیرد.زمانی که عقاب به سن ۴٠سالگی میرسد چنگال های بلندوانعطاف پذیرش دیگر نمیتوانندطعمه رابگیرندونگاه دارند.

نوک بلندوتیزش خمیده وکند میشود،شهبال های بلندوکهن سالش براثرکلفتی پرهابه سینه اش می چسبند وپرواز برای عقاب دشوار می شود.

دراین هنگام عقاب دوراه دارد:یکی اینکه بمیردیا اینکه فرآیند دردناکی را که١۵٠روزبه درازا می کشد بپذیرد.

برای گذراندن این فرآیند عقاب بایدبه نوک کوهی که درآن لانه دارد برود.عقاب آنجا آنقدر نوکش را به سنگ می کوبد تا کنده شودسپس باید صبر کند تا نوک جدیدی در جای نوک کهنه رشد کند.سپس بایدچنگال های پاهایش را برکند،وقتی که چنگال های تازه درآیند عقاب شروع به کندن همه پرهایش می کند.

سرانجام پس از۵ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز می کندو٣٠سال دیگر زندگی می کند.

نتیجه:بیشتر وقت ها ما برای بقا بایدفرآیند دگرگونی را آغاز کنیم،گاهی وقت ها بایداز خاطرات قدیمی،عادتهای کهنه وسنتهای گذشته رها شویم.

فقط زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصتهای زمان حال بهره مند شویم.

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
سها

سلام چه جالب این واقعیت داره؟[سوال]

آرمین

به نام یزدان هرمزد ای دانای بزرگ در نماز با دست های برافراشته خواستارم که در پرتو راستی و درستی و برخورداری از خرد و دانش ، روان پاک آفرینش را خشنود سازم. گاتها - هات ۲۸ بند یک با درود به شما دوست عزیز و نیک سرشت با دو نوشتار ( سیمای زندگی اشوزرتشت ) و ( آیین اشوزرتشت و آموزشهای او ) به روز میباشم چشم به راه باشندگی شما دوست عزیز دیدگاه زیبای شما شاد باشید و شادیگستر [گل]

جید کچکه

khak mi sare o be chale mo