چرامن؟

آرتور اش قهرمان تنیس وقتی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت با تزریق خون آلوده به ایدزمبتلاشد.طرفدارانش ازسراسردنیانامه های محبت آمیزفرستادند.

یکی ازدوسدارانش در نامه نوشته بود:چراخدا تورا برای چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟

آرتور درپاسخ نوشت:درسراسر دنیابیشاز50ملیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مندشده وشروع به آموزش میکنند.

حدود5ملیون ازآنهابازی راخوب یاد می گیرند قریب500هزارنفر تنیس را حرفه ای یاد می گیرند وشاید50هزارنفر درمسابقه شرکت میکنند و5هزارنفربه مسابقه تخصصی تر راه می یابند50نفر اجازه شرکت در مسابقات ویمبلدون را می یابند.

4نفر به مسابقه نیمه نهایی راه می یابندو2نفر به مسابقه نهایی

وقتی من جام بهترین تنیس باز جهان را در دست می فشردم هرگز نپرسیدم خدایا چرا من؟

وامروز وقتی درد می کشم بازهم اجازه ندارم بپرسم خدایا چرا من؟

/ 8 نظر / 8 بازدید
رماس ناجی

سلام به شما دوست عزیز وب قشنگی داری در صورت تمایل همدیگر را لینک کنیم منتظر حظورت هستم مرواريد حيدري عاشق نبودی تو من عاشقت بودم در قبله گاه عشق بودی تو معبودم آرام و آسوده ،در خواب خوش بودی یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم من با نفسهایت نام تو را خواندم کاش ای هوسبازم،با تو نمی ماندم روزی که میگفتی من با تو می مانم روزی که دانستی من بی تو می میرم روزی که با عشقت ،بستی به زنجیرم بازنده من بودم،این بوده تقدیرم خوش باوری بودم پیش نگاه تو هر دم ز چشمانت خواندم کلامی را عشق تو چون برگی در دست طوفان بود دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود روزی به من گفتی دیگر نمی مانم گفتم که می میرم،گفتی که می دانم باور نمی کردم هرگز جدایی را آن آمدن با عشق ،این بی وفایی را... تقدیم به شما ((((((((رماس)))))))))))))))

sana

سلام عزیز ممنون از اینکه بهم سر زدی . ببخشید دیر اومدم ،اگه با تبادل لینک موافقی منو با اسم وبم لینک کن وبگو با چه اسمی لینکت کنم .

منتقد

سلام خوبی صبا خانوم؟ انشا الله که روحت شاد . سلامت باشه و تنت سالم و سلامت... امیدوارم بنده ی انتقاد پذیری باشی.. یه انتقاد کوچولو و یا یه پیشنهاد غیر مغرضانه و مفید دارم... میدونی شما وقتی مطلب میزاری میری دیگران رو دعوت میکتی و میگی که به اصطلاح آپ کردی تا دیرگان بیان بخونن... و این کار کاری پسندیده و درست هستش چئن مطالبی که قرار میدی بسیار ارزشمند و مفید هستش که انشا الله خدا همونطور که شما دیگران رو بهش نزدیک میکنی دستت رو بگیری و ببره به نزدیکترین حدی که میتونی بهش نزدیک شی... اما یه چیزی رو متوجه شدم که بیننده های وبلاگ شما چشم گیر نیستن و شاید کمتر میرین دیگران خبر میکنین... یه راهی هست که میتونه خوانندگان وبلاگ شما رو زیاد کنه اونم پاسخ دادن به نظراتشونه... با پاسخ دادن به نظرات یه طورایی ایجاد دوستی میشه و شما این سعادت رو به دیگران میدین که با یکی از دوستان خدا دوست باشن و هر چند وقت یه بار بهش سر بزنن... و این باعث میشی دیگران بیشتر به وبلاگ شما بیاین و بیشتر مطالب مفید شما رو مشاهده کنن و چه بسا که وبلاگ شما رو به دیگر دوستانشون هم معرفی کنن و اینجوری خوانندگان بیشتری متوجه مطالب شما میشن

منتقد

اینجوری خوانندگان بیشتری متوجه مطالب شما میشن و شما این سعادت رو کصب میکنین که افراد بیشتری رو متوجه و یا امر به معروف و نهی از منکر کنین...

منتقد

بنده خودم به شخصه وبلاگ هر شخصی که میرم... بعد از مدتی دوباره به وبلاگشون میرم و پستی رو که نظر دادم یه بار دیگه مطالعه میکنم و بعد از خوندنه نظرات دیگران و پاسخ صاحب خانه نظر خودم رو دوباره میخونم و به پاسخ صاحب خانه توجه خواصی میکنم و با شوق و توجه میخونم و گاهی پاسخ صاحب خانه سبب میشه تا دوباره نظر بدم حالا یا ممبابه مطلب یا در جواب خوده صاحب وبلاگ... گاهی بعضی اشخاص همانند خودم مطلبی رو قرار میدن اما نه برای دیگران بلکه برای خودشون و یا بعضی براشون اهمیت نداره که کسی بیاد یا نیاد و گاهی به افرادی که حاضر شدن و نظر گذاشتن جواب هم میدن اما در کل براشون موضوع قابل اهمیتی نیست... البته بنده در اوایل اینجوری بودم چون مطالبم برای خودم بود و وبلاگم طورایی دفترچه خاطراتم بود... حالا در اوایل دفترچه خاطرات بودنه وبلاگ بهانه من برای کم توجه بودن به خوانندگان بود و دیگران حالا به هر دلیلی... اما من به شما این پیشنهاد رو دارم که شما همانند اوایل من نباشین و در صورت امکان سعی در جذب خوانندگان کنین چون مطالب و نوشته ها و در کل قلم شما به شیوه ای هستش که بهتر این است خواننده بیشتری رو جذب کنه...

منتقد

یکی از ساده ترین راه های جذب خواننده هم پاسخ دادن به نظرات هستش... گاهی نویسنده وبلاگ حرفی برای گفتن با خونندگان ندارد و تنها نیت و خواست نویسنده ارایه مطلب و آگاه سازی هستش... و بر همین مقدار کفایت میکنه... حتی اگر جواب خاصی برای جواب دادن ندارین حداقل خوش آمد گویی و سلام کردن هم کافی هستش... خونندگان با خوندن مطلب و ارایه نظر هم به شما سلام و هم عرض ادب کردن... گاهی حتی با گفتن سلام و خوش آمدین هم میشه پاسخ داد... خوانندگان مهمان و نوسنده میزان هستش آیا از آنجا که خواننده به شما احترام گذاشته و پا در خانه پر نور شما گذاشته سلام و عرض ادب کرده نیاز نیست که حواب سلام که واجب هست و احترام و خوش آمد گویی متقابلا گذاشت؟؟؟ دوست خدا و عزیز و گرامی پر حرفی کردم شما خلاصه بخوان[شوخی] در پناه پناهدهنده بی پناهان

بسم الله الرحمن و الرحیم

من نمیدونم دین و مذهب این قهرمان بزرگ چی هستش... اما... به چیزی ایمان و اعقتاد داره و چیزی رو باور داره و چیزی رو از طریق عقل نظری درک کرده و با عقل عملی عمل کرده و با روح و جان و حس کرده که خداوند بزرگ و مهربون در قرآن کریم چندین بار ذکر کرده و خدمت بنده های عزیزش چندین بار عرض کرده و وقتی در خوشی هستیم و خداوند نعمتی رو با ما عطا میکنه که به نظرمان خوشایند می آد خدا و شکر نعمتش رو فراموش میکنیم و وقتی در سختی هستیم خدا رو میخونیم و وقتی که خداوند سختی را بر ما آسان میکنه از دوباره فراموشمون میشه... مگر عده قلیلی... اولیش خوده بنده...

بسم الله الرحمن و الرحیم

من مطالبت رو همیشه میخونم اما فرصت نمیشه نظر بدم مثه الان که باید برم...