کار کوچک،نتایج بزرگ

مردی در ساحل دور افتاده ای قدم میزد.مردی را از فاصله دور می بیند که مدام خم می شود وچیزی را از روی زمین برمی دارد وتوی دریا پرت می کند.

نزدیک تر که می شودمی بیند مردی بومی صدف هایی را که به ساحل می افتد به  آب می اندازد.

_صبح بخیر رفیق خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟

_این صدف هارا به دریا می اندازم الآن وقت جذر است اگر آنها را در آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.

_دوست من!حرف تورا می فهمم.ولی در این ساحل هزاران هزار صدف این شکلی وجود دارد تو که نمی توانی آنها درا به آب برگردانی خیلی زیاد هستند.تازه همین یک ساحل نیست می بینی؟کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند.

مرد بومی لبخند می زند خم می شود دوباره صدفی بر می دارد وآن را به داخل دریا می اندازد

_برای این یکی اوضاع فرق کرد

 

                            حتی اگه فردا دنیاتموم بشه

                            تو امروز یه درخت سیب بکار

/ 27 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
AMIRRRRR

[شرمنده][ماچ]سلام صبا جان دیگه سرنمیزنی ؟!!!![قهقهه]نامرد بدو بیاآپم؟؟؟؟!!!!!

مهران

سلام ابجي چطوري [گل][گل][گل][گل][گل] خوبي چي كار مي كني[لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند]اگربهم سر بزني خوش حال ميشم ابجي گلم[بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]

مهران

امروزبرايت انگونه دعاكردم خدايابجزخودت به ديگري واگذاارش نكن توييي پروردگاراوپس قرارده بيي نيازي درنفسش يقين دردلش اخلاص دركردارش بصيرت درقلبش وروزي پر بركت در زندگيش [لبخند][تایید][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]

جیگرجووووون

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارید به منم سر بزن بای تا های.

mehdi

سلام وبسايت خوبي داري خوشحال ميشم به منم سر بزني.

مهران

سلام اجی عللی بودن اجی مال تو چتور بودن [عجله][عجله][عجله][عجله][عجله][عجله]

مهران

سلام ابجی یک سر به نظر های خصوصی بزن[چشمک][چشمک][چشمک]